ادبیات فارسی راهنمایی

الف – بخش لغات ، اصطلاحات و نکات دستوری و ادبی  * چشمه های خروشان تو را می شناسند / موج های پریشان تو را می شناسند ۱- چشمه های خروشان : ترکیب وصفی ، خروشان : صفت فاعلی حالیّه است.۲- موج های پریشان : ترکیب وصفی ۳ - بین واژه های خروشان و موج  تناسب وجود دارد.  ۴- تو را می شناسند : ردیف است. می شناسند: مضارع اخباری است. ۵-  منظور از چشمه های خروشان وموج های جوشان  انسان آزاده ، پاک و صادق  هستند. * پرسش تشنگی را تو آبی ، جوابی / ریگ های بیابان تو را می شناسند ۱- پرسش : اسم مصدر از مصدر پرسیدن ۲- تشنگی : تشنه بودن ، واژه معنی مصدری می دهد، پسوند ( ی )  مصدری است.  پرسش تشنگی : استعاره مکنیّه دارد. ۳- ریگ های بیابان : ترکیب اضافی است. منظور شاعر  از ریگ های بیابان همان انسان های درد مند هستند. ۴- بین واژه های تشنگی و آب  و بیابان و آب تناسبدیده می شود.  * نام تو رخصت رویش است و طراوت / زین سبب برگ و باران تو را می شناسند. ۱- رخصت : اجازه ، دستور ۲- رویش : از مصدر روییدن ، اسم مصدر است. ۳- طراوت : تازگی ، نشاط ،  شادابی  ۴- بین واژه های باران و رویش تناسب دیده می شود. باران نماد پاکی است. ۵- زین سبب : از این سبب  نکته  : در این بیت آرایه ی حُسن تعلیل دیده می شود. در مصراع دوم آرایه ی  تشخیص دیده می شود. *  هم تو گل های این باغ را می شناسی / هم تمام شهیدان تو را می شناسند ۱- ( هم )به معنی هم چنین قید تاکید است. ۲- این باغ : یک ترکیب وصفی است. ( این ) صفت اشاره است. ۳-   می شناسی : مضارع اخباری  ۴- تمام شهیدان : گروه نهادی ۵- تو : ضمیر شخصی جدا ، مفعول جمله است. * اینک ای خوب ، فصل غریبی سر آمد / چون تمام غریبان تو را می شناسند            ۱- اینک : قید زمان ۲-  ای خوب : شبه جمله ، خوب، صفت جانشین اسم ، منظور امام رضا  ( ع ) ۳- سرآمد : به  پایان رسید  ۴- چون : به معنی ( زیرا ) حرف پیوند است. ۵- بین واژه های غریب و می شناسند ، تناسب دیده می شود. ۱- کاش : قید افسوس و آرزو  ۲ * کاش من هم عبور تورا دیده بودم / کوچه های خراسان تو را می شناسند- هم : به معنی هم چنین یا نیز : قید تاکید است. ۳- دیده  بودم : ماضی بعید ۴-  بین واژه های عبور و کوچه تناسب وجود دارد.                                                                        قیصر امین پور    * میلاد گل و بهار جان آمد / بر خیز که عیدِ می کِشان آمد   ۱-  میلاد گل : اشاره به حضرت مهدی ( عج )  میلاد گل و بهار جان : گروه نهادی  ۲-  عید می کِشان : عید  عاشقان ، دلدادگان به امام زمان ( عج ) ۳- بر خیز : فعل امر از مصدر برخاستن * خاموش مباش زیر این خِرقه /بر جان جهان ؛ دو باره جان آمد  ۱-  خرقه : لباس ، جامه ی عارفان و عاشقان ۲-  جان جهان : جناس ناقص افزایشی ۳-مصراع اوّل یک طنز لطیف دارد ، شاعر ( امام خمینی ره ) معتقد است که باید از لباس ریا خود را بیرون آورد. در ادب عرفانی بعضی  از واژه ها معنای عکس می دهد. به عنوان مثال : خرقه که یک لباس درویشی و عارفانه است ولی در عرفان لباس ریا کارانه است  ۴-  جان ، جان  :.به نظرمی رسد در مصراع دوم بین دو واژه ی ( جان ) آرایه ی جناس تام  دیده می شود.  ۵- بیت دارای واج آرایی حرف ( ج ) است. * گلزار عیش ، لاله باران شد / سلطان زمین و آسمان آمد. ۱-  گلزار : نهاد ۲- عیش : خوشی  در جمله نقش متمّی دارد. ۳- لاله باران : مسند ۴- لاله باران : بارانی از لاله،تشبیه دارد. ۵-سلطان زمین و آسمان: گروه نهادی-در مصراع دوم آرایه ی تضاد یا طباق دیده می  شود. * آماده ی امر و نهی و فرمان باش / هشدار، که مَنجی جهان آمد  ۱-  آماده ی امر و نهی و فرمان : گروه مسندی است ؛ زیرا جمله اسنادی است. ۲-هشدار : آگاه باش ،جمله ی  یک جزئی بی فعل است. ۳-  منجی : نجات بخش ۴- منجی جهان : منظور حضرت مهدی ( عج ) است.                                                                            امام خمینی (ره)    ب -   بخش دانش های ادبی        * قیصر امین پور:   از شاعران برجسته ی انقلاب اسلامی ، مجموعه ی شعر های او عبارتند از :به قول پرستو، در کوچه ی آفتاب ، تنفّس صبح ،  آینه های ناگهان                قیصر امین پور درسال 1386 در گذشت. * غزل :  به قالب شعری گفته می شود که دو مصراع اوّل بیت با مصراع های زوج شعر هم قافیه باشد.                              --------------- + /  --------------+                              ----------------   /  --------------+                              ----------------   /   ------------- +                              ----------------- /  --------------+                              ----------------- /   -------------+ نکته ی  :  غزل بیش تر به بیان احساس و عاطفه، فراق و جدایی و عشق و عرفان می پردازد.  نکته ی  : غزل از نظر شکل ترسیمی با قصیده برابر است؛ یعنی طرز قرار گرفتن قافیه در غزل و قصیده  مانند هم است ولی از دو جهت با هم فرق دارند. ۱-  از نظر تعداد ابیات ۲- از نظر موضوع یا درون مایه  نکته ی  : قصیده بیش تر به مدح و ستایش و توصیف طبیعت می پردازد. نکته ی  : غزل عاشقانه را سعدی و غزل عارفانه را مولانا جلال الدین به اوج رسانید. امّا با ظهور حافظ غزل  محتوایی نو می یابد . او غزل های عارفانه را با هنرمندی با مضامین عاشقانه آمیخت. نکته ی : از مشروطه به بعد غزل جنبه ی اجتماعی نیز به خود می گیرد و کسانی چون فرّخی یزدی به سرایش  غزل اجتماعی می پردازند.  نکته ی  : مولوی ، سعدی ، حافظ ، صائب تبریزی غزل سرایان برتر گذشته و رهی معیّری و شهریار از غزل سرایان مشهور معاصرند. * حسن تعلیل :  هر گاه شاعر برای موضوعی دلیل غیر منطقی ولی ادیبانه بیاورد، به این زیبایی سخن حسن تعلیل گویند. دربیت سوم شعر ( آب و  آیینه ) شاعر دلیل رشد و طراوت گیاهان را از نام مقدّس حضرت علی(ع) می داند درصورتی که می دانیم دلیل واقعی این این رشد چیز دیگری است.  مثال : تا چشم بشر نبیندت روی / بنهفته به ابر چهردل بند   شاعر در این بیت معتقد است برای این که چشم انسان های حسود چهره دماوند را نبینند ، او خود را در پشت  ابر پنهان نموده است. حال می دانیم پنهان شدن کوه دماوند در پشت ابر به خاطر بلندی کوه است نه چشم  حسادت دیگران!   پ – بخش نکات دستوری   صفت ها یا پیشین هستند یا پسین. صفت های پیشین عبارتند از : ۱- صفت اشاره : این زندگی   ۲- صفت شمارشی: هفتمین امام ، هفت دانش آموز ۳- صفت پرسشی : کدام شهر؟ ۴- صفت عالی : بهترین خاطره ۵-  صفت مبهم : هرگلی ۶- صفت تعجّبی : چه باغ زیبایی دیدم ! صفت های پسین عبارتند از : ۱- صفت فاعلی : نلان ، دانا ، خریدار ، آموزگار ، آفریدگار  ۲- صفت مفعولی : زده ،  خورده شده ۳- صفت نسبی :  گنجینه ، ابریشمی ،کودکانه ، سفالین ۴- صفت شمارشی :  پنجم ، هفتم ۵- صفت لیاقت : خواندنی ، دیدنی نکته ی  : صفت تفضیلی ( صفت برتر ) نه جزءِ وابسته های پیشین است نه جزءِ وابسته های پسین است. نکته ی  : گاهی صفت تفضیلی در معنای صفت عالی است.              مثال : او از همه عاقل تر است. ( عاقل ترین  فرد ) الف – بخش لغات ، اصطلاحات ، مفاهیم ، آرایه ها و نکات دستوری                                 رنگ بهاران ( صفحه های20 و 21 ) * درسینه ام دو باره غمی جان گرفته است /  "  امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است "    1- سینه  : مجازاً به معنی قلب است. فرق مجاز با استعاره در این است ، مجاز را نمی توان به تشبیه تبدیل کرد ولی استعاره را می توان به صورت تشبیه آورد.  مثال : ایران در جام ملّت های آسیا شرکت می کند. ایران مجازاً به معنی تیم فوتبال است و نمی توان گفت  ایران مانند تیم فوتبال است.  مثال : گل زندگی ام به من قدرت ماندن می دهد.  گل زندگی  استعاره از فرزند است و می توان گفت، فرزند  مانند گل به زندگی طراوت می دهد. 2- دوباره : قید تکرار 3-  غمی : نهاد   4- جان : مفعول است زیرا قابل گسترش پذیری است .  جانی تازه گرفته است.   5-  امشب : قید زمان  6- یاد : متمّم و شهیدان وابسته به متمّم و مضاف علیه است.7- گرفته است : ماضی نقلی است. در مصراع دوم به معنی اندوهگین  و ناراحت شدن است.  در بیت جناس تام وجود دارد زیرا فعل گرفته است در دو معنا آمده است. *تا لحظه های پیش دلم گور سرد بود / اینک به یمنِ یادِ شما جان گرفته است.  1- تا : حرف اضافه است زیرا معنای فاصله ی زمانی می دهد. 2- لحظه ها : متمّم 3- دلم گور سرد بود : کنایه  دارد. به معنی بی احساس بودن، حسّی نداشتن.4- دلم : گروه نهادی 5- گور سرد : گروه مسندی 6-یمن :  برکت7- اینک : قید زمان * در آسمان سینه ی من ابرِ بغض خفت / صحرای دل بهانه ی باران گرفته است  1-  آسمان سینه : تشبیه بلیغ اضافی است. سینه مانند آسمان فراخ است. 2- سینه مجازاً به معنی قلب است. 3- ابر بغض خفت :استعاره مکنیّه دارد. در مصراع اوّل اشاره به غصّه دار بودن شاعر دارد که هر لحظه می  خواهد خود را از این غم و اندوه رها سازد. 4- در مصراع دوم استعاره مکنیّه وجود دارد. شاعر  صحرای دل را به کودکی لجباز تشبیه کرده ، سپس یکی از لوازم کودک لجباز را که همان بهانه گیری است به همراه مشبّه آورده است. 5- صحرای دل : تشبیه بلیغ اضافی است.  6- بین واژه های ابر، باران ، آسمان تناسب یا مراعات نظیر دیده می شود. 7- مصراع دوم کنایه از گریه کردن است. * از هر چه بوی عشق ، تهی بود خانه ام / اینک صفای لاله و ریحان گرفته است.   1- بوی عشق : حسّامیزی دارد. بو : حسّ بویایی    عشق : حسّ درونی 2-   خانه : استعاره مصرّحه از دل است. 3- بین واژه های بو، لاله و ریحان تناسب وجود دارد. 4-صفا : مفعول 5- لاله و ریحان : وابسته به صفا و مضاف علیه  است.  * دیشب دو چشم پنجره در خواب می خزید /  امشب سکوت پنجره پایان گرفته است.   ۱- پنجره : دریچه ای از درون به برون و نشانگر احساس و ارتباط و حقیقت است. 2-  دو چشم پنجره  در خواب  می خزید : به دنبال حقیقت بودن   3-  سکوت پنجره پایان گرفته است : کنایه از : به آگاهی  و به حقیقت  رسیدن   4- بین واژه های دیشب ، امشب ، خواب تناسب وجود دارد. 5-  در بیت آرایه ی تکرار دیده می شود.  ( پنجره )    6-  بین واژه های چشم و پنجره تناسب دیده می شود. 7- سکوت پنجره : استعاره مکنیّه از نوع تشخیص دارد.شاعر ابتدا پنجره را به انسان عاقل تشبیه کرده و یکی از لوازم انسان عاقل را که همان سکوت است با پنجره همراه کرده است. * امشب فضای خانه ی دل ، سبز و دیدنی است / در فصل زرد، رنگ بهاران گرفته است.  1- فضای خانه ی دل : گروه نهادی   2- سبز و دیدنی : گروه مسندی است.  3- سبز : صفت بیانی ساده 4-  دیدنی : صفت لیاقت 5- فصل زرد : هنگام یاس و نا امیدی 6-در فصل زرد ، رنگ بهاران گرفته است : یاس و نا  امیدی  تبدیل به امید شد. 7- بین واژه های زرد ، سبز ، فصل و بهاران تناسب دیده می شود. 8- بین واژه های زرد و سبز : تضاد معنایی وجود دارد.  زرد : نا  امیدی   سبز : امید   9- پسوند ( ان ) در بهاران پسوند زمان است.                                                                    "  از آسمان سبز ، سلمان هراتی "                                                  سیرت سلمان  1- بر لشکری امیر بود : فرمانده ی لشکر بود.  2- رعایا : جمع رعیت ، عموم مردم، مردم فرمان بردار 3-توبره :  کیسه ی بزرگ 4-  در قدمِ او افتاد : به زیر پای سلمان افتاد 5-  به سه وجه : به سه علّت ، به سه دلیل ، واژه ی  سه صفت شمارشی است.  6- از بهرِ : حرف اضافه است.  7- هیچ اندیشه مدار : هیچ ، صفت مبهم است.   اندیشه مدار : نترس . در قدیم اندیشیدن به معنی ترسیدن بوده است.  سلمان فارسی علّت خدمت به  عموم مردم را در سه چیز می داند : 1- ترک غرور و خود خواهی 2-خشنود کردن دل ها  3- انجام وظیفه در خدمت به مردم                                                                "   روضه ی خلد ،  مجدخوافی"                           * به دانش فزای و به یزدان گرای / که او باد جان تورا رهنمای   1- دانش : اسم مصدر 2-  به دانش و  به یزدان : متمّم  3-  رهنمای : در بیت به معنای نگهبان و مراقب                             دانش و دین داری  نگبهان و مراقب جان تو است.                                     جوانان و فرهنگ ( 23 تا 27 )           1-  تر بیت : مصدر عربی است و بدون تشدید می آید. 2-  فضیلت : با فضل ، فاضل ، فضول هم خانواده است.3-  خواندن و نوشتن : مصدر هستند ( بن ماضی +  ن ) 4- قوانین : جمع مکسّر عربی   5- کوشش : اسم مصدر  ( بن مضارع + ِش ) 6-  دست یازیدن :  قصد کردن ، دست انداختن به چیزی  7- کار های ننگین و شرارت آمیز : ترکیب وصفی است.  8- شرارت آمیز :  بد کرداری ، آمیخته به فتنه و بدی 9-  آموزش : اسم مصدر از مصدر آموختن  10- پسوند ( ی) در دادگری در معنای مصدری است.  11-  خو گرفتن : عادت کردن ، انس گرفتن 12-  پرورش : اسم مصدر 13-  قناعت : صرفه جویی 14-  انحطاط :  پست شدن ، فرو افتاد ن  15-  مقهور : شکست خورده در معنا صفت مفعولی است. 16- اقتدار : قدرت داشتن ، توان مندی 17- واژه های :  کشش ، کوشش ، آموزش و ... اسم مصدر هستند. 18-  توقّع : انتظار  داشتن  19- خصوصیّت طبیعی و اقلیمی : ترکیب  وصفی هستند. 20-  منابع زیر زمینی و داده های طبیعی : ترکیب وصفی هستند.  21- نیرو ی انسانی : ترکیب وصفی ، انسانی : صفت نسبی 22-  پرسیده شود : فعل مجهول است. در این فعل عمل انجام کار به مفعول  جمله نسبت داده می شود و کننده ی کار ندارد. مثال 1 : معلّم درس می پرسد (  می پرسد : فعل معلوم )  درس پرسیده می شود. ( پرسیده می شود : فعل مجهول ) 23- ذخایر زیر زمینی :  ترکیب وصفی ، ذخایر : جمع مکسّر و مفرد آن ذخیره است. 24-  منابع : جمع منبع 25- هدر : از بین بردن ، هرز رفتن  26-  مراقبت خاصّی : ترکیب وصفی 27-  مقدور :  آن چه در قدرت شخص باشد، امکان پذیر  *چو دخلت نیست ، خرج آهسته تر کن / که می خوانند ملّاحان سرودی :   اگر باران به کوهستان نبارد / به سالی دجله گردد خشک رودی         "  سعدی " 1- دخل : درآمد ، روزی 2- خرج آهسته تر کن : به اندازه خرج کن ، قناعت را پیشه ی خود ساز 3- ملّاحان :   ملوانان ، کشتیبانان  4- سرود : مفعول  5- باران : نهاد     6- کوهستان : متمّم قیدی ، ستان در واژه ی کوهستان پسوند مکان است. 7-  نبارد : از مصدر باریدن است. 8- به سال : در یک سال ، قید زمان است. 9- خشک رودی : ترکیب وصفی  مقلوب است. ( رود خشک ) در جمله نقش مسندی دارد.  10- دجله : مجازاً به معنای رود است و نقش دستوری نهاد دارد. * پیام شعر :  با توجّه به متن درس می خواهد بگوید ، اگر از ثروت  و منابع خدا دادی خود مراقبت نکنیم و بدون  فکر و اندیشه آن را  مصرف نماییم ،در آینده ی نزدیک همه ی ثروت خود را از دست خواهیم داد. 28-  آشفتگی ذهنی : ترکیب وصفی  29-  مایه می گیرد :  زاده می شود، به وجود می آید، بارور می شود.  30 - وهله : مرحله، دفعه و بار 31-  قریحه : ذوق و استعداد  32-  برنامه ریزی : مشتق مرکّب ( اسم ) 33-  آموزه : اسم مصدر به معنی آموزش و یاد گرفتن 34-  آموزه های اخلاقی : ترکیب وصفی  35-  توقّع : انتظار داشتن * گهر، بی هنر زار و خوار است و سست / به فرهنگ باشد روان ، تندرست      " فردوسی "  1-  گهر : مجازاً به معنی ثروت و دارایی است. 2- خوار : کوچک و بی ارزش 3-  زار : ناتوان، رنجور ، ضعیف 4- سست : لرزان  5- فرهنگ : دانش ، تربیت ،مجموعه ای از آداب و سنن دینی و ملّی یک سر زمین 6- روان : روح  7- تندرست : سالم .   *  ثروتِ بدون دانش اندوزی بی فایده و بی ارزش است / روح و روان با تربیت و دانش اندوزی سالم می ماند.      * قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند / بس خجالت که از این حاصل ایّام بریم "  حافظ " 1-  قدر وقت : ارزش وقت   2- ار : به معنی اگر ، حرف پیوند وابسته ساز است. 3-خجالت : شرمندگی 4-ایّام : جمع مکسّر یوم به معنی روز ها  معنی و مفهوم : اگر انسان از لحظه های عمر خود به درستی بهره نبرد ، جزء شرمندگی و حسر ت حاصلی برایش نخواهد داشت.  این بیت با ابیات زیر تناسب معنایی دارد :  هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار / کس را وقوف نیست که انجام کار چیست ؟      " حافظ " پنج روزی که در این مرحله فرصت داری / خوش بیاسای زمانی که زمان این همه نیست.          "   حافظ "                     ب – بخش دانش های ادبی   * محمّد علی اسلامی ندوشن :   در سال (304 1 ) در ندوشن یزد دیده به جهان گشود. وی با انتشار دو مجموعه شعر گناه و چشمه به عنوان شاعر شناخته شد. بعد از مدّتی از شعر کناره گرفت و به نویسندگی رو آورد. نثرش زیبا ، روان و جذّاب است. وی در عرصه ی نویسندگی و در فنّ ترجمه موفّق بود. آثار وی عبارت اند از : 1- در کشور شورا ها 2- کارنامه ی سفر چین 3- آزادی مجسّمه 4- صفیر سیمرغ ( = فریاد ). وی کتابی در موضوع حسب ِحال دارد به نام "  روز ها " * تضمین : هرگاه شاعر یا  نویسنده ، مصراع یا چند بیت یا سخن شاعر یا نویسنده ی دیگر ی را در ضمن شعر یا  نوشته ی خود بیاورد، به آن   "  تضمین  " گویند.  تضمین بر دو گونه است: 1- تضمین آشکار  2- تضمین پنهان در تضمین آشکار، شاعر و نویسنده به نامِ شاعر یا نویسنده ای که از او مصرع یا بیت یا سخنی آورده، اشاره  می کند ولی در تضمین پنهان به این دلیل که شعر یا نوشته بسیار مشهود ( = واضح ) است به نام شاعر یا  نویسنده اشاره نمی شود.                           پ – بخش نکات دستوری فعل مضارع در معنای فعل ماضی :  گاهی برای سخن کسی که در زمان گذشته زندگی می کند ، فعل را درزمان حال می آوریم و این به این معنا است  که آن شعر یا سخن هم چنان زنده و اثر گذار است.  حضرت علی ( ع ) می فرماید : "  فرصت ها چون ابر برما  می گذرند، آن ها را در یابید" . اضافه ی ترجیحی :   هرگاه مضاف بر مضافٌ الیه برتری داشته باشد، به آن اضافه ی ترجیحی گویند.    مردانِ مرد      پهلوانانِ پهلوان   حاکمانِ حاکم  نکته : گاهی جای مضاف با مضاف علیه عوض می شود.      حاکمِ حاکمان    مردِ مردان   پهلوانِ پهلوانان صفت فاعلی مرکّب مرخّم :  صفت های فاعلی که با فرمول ( بن مضارع + نده ) درست می شوند، هرگاه واژه ای به اوّل آن آید پسوند ( نده ) از آخر حذف می گردد به این نوع صفت ، صفت  فاعلی مرکّب مرخّم گویند. دادن ( دهنده ) روزی ده/کوشیدن ( کوشنده ) سخت کوش/ دیدن ( بیننده )تیزبین صفت مفعولی مرکّب مرخّم :هرگاه به اوّل صفت مفعولی واژه ای آورده شود،پسوند( ه )از آخر حذف می گردد. به این نوع صفت ، صفت مفعولی مرکّب مرخّم گویند.  بافتن ( بافته ) زر بافت ؛ یعنی، با زر بافته شده ساختن ( ساخته ) نو ساخت ؛ یعنی، نو ساخته شده  آلودن ( آلوده )  خون آلود ؛ یعنی، آمیخته به خون